die Urnengängerin
رایدهنده زن
Bedeutungen
1
زن یا دختری که در انتخابات شرکت کرده و رأی میدهد؛ رأیدهنده مؤنث.
- Die Urnengängerin wartete geduldig in der Schlange.رأیدهنده زن با صبر در صف ایستاده بود.
- Als Urnengängerin hat sie ihre Stimme für ihre Kandidatin abgegeben.او به عنوان یک رأیدهنده زن، رأی خود را به نامزد زن خود داد.
- Die Wahlhelfer begrüßten jede Urnengängerin freundlich.مسئولان برگزاری انتخابات به هر رأیدهنده زن به گرمی خوشامد گفتند.