der Urzustand

Aussprache: /ˈuːɐ̯ˌtsuːʃtant/
Worttrennung: Ur·zu·stand
اسم

وضعیت اولیه، حالت اولیه، وضعیت طبیعی

Bedeutungen

1

حالت یا وضعیتی که چیزی در ابتدای وجود یا قبل از هرگونه تغییر یا مداخله داشته است؛ حالت طبیعی یا اولیه.

  • Nach dem Erdbeben wurde versucht, die Stadt in ihren Urzustand zurückzuversetzen.پس از زلزله، تلاش شد تا شهر به وضعیت اولیه خود بازگردانده شود.
  • Die Natur strebt oft nach ihrem Urzustand zurück.طبیعت اغلب به سمت وضعیت اولیه خود بازمی‌گردد.
  • Der Künstler wollte den Urzustand des Materials wiederherstellen.هنرمند می‌خواست وضعیت اولیه ماده را بازیابی کند.