das Vögelchen
پرنده کوچک، جوجهپرنده
Bedeutungen
1
یک پرنده کوچک، اغلب با لحنی محبتآمیز یا برای اشاره به جوجه پرندگان. این واژه معمولاً به صورت غیررسمی و در بافتهای عاطفی استفاده میشود.
- Ein kleines Vögelchen saß auf dem Ast und sang.یک پرنده کوچک روی شاخه نشسته بود و آواز میخواند.
- Das Kind freute sich über das süße Vögelchen im Garten.کودک از دیدن پرنده کوچک شیرین در باغ خوشحال شد.
- Sie beobachtete, wie das Vögelchen Futter für seine Jungen suchte.او تماشا کرد که چگونه پرنده کوچک برای جوجههایش غذا پیدا میکرد.