das Vögelchen

Aussprache: /ˈføːɡəlçən/
Worttrennung: Vö·gel·chen
اسم

پرنده کوچک، جوجه‌پرنده

Bedeutungen

1

یک پرنده کوچک، اغلب با لحنی محبت‌آمیز یا برای اشاره به جوجه پرندگان. این واژه معمولاً به صورت غیررسمی و در بافت‌های عاطفی استفاده می‌شود.

  • Ein kleines Vögelchen saß auf dem Ast und sang.یک پرنده کوچک روی شاخه نشسته بود و آواز می‌خواند.
  • Das Kind freute sich über das süße Vögelchen im Garten.کودک از دیدن پرنده کوچک شیرین در باغ خوشحال شد.
  • Sie beobachtete, wie das Vögelchen Futter für seine Jungen suchte.او تماشا کرد که چگونه پرنده کوچک برای جوجه‌هایش غذا پیدا می‌کرد.