die Varietät
گونه (در زیستشناسی)، واریته (در زبانشناسی)
Bedeutungen
1
در زیستشناسی، زیرمجموعهای از یک گونه که دارای ویژگیهای متمایز است اما هنوز با گونه اصلی قابل تولید مثل است.
- Diese Rose ist eine seltene Varietät.این گل رز یک واریته نادر است.
- Der Botaniker beschrieb eine neue Varietät der Pflanze.گیاهشناس یک واریته جدید از این گیاه را توصیف کرد.
- Es gibt viele verschiedene Varietäten von Äpfeln.واریتههای مختلفی از سیب وجود دارد.
2
در زبانشناسی، شکلی از یک کلمه یا عبارت که در تلفظ، املا یا کاربرد با شکل استاندارد تفاوت دارد، اما معنای اصلی را حفظ میکند (مانند لهجه یا گویش).
- Die Sprache hat viele regionale Varietäten.این زبان دارای واریتههای منطقهای زیادی است.
- Diese Varietät des Englischen ist schwer zu verstehen.درک این واریته از زبان انگلیسی دشوار است.
- Die Linguistik untersucht die verschiedenen Varietäten einer Sprache.زبانشناسی واریتههای مختلف یک زبان را بررسی میکند.