die Verödung
تخلیه، مسدود کردن (رگ یا عصب)، متروکه شدن
Bedeutungen
1
فرآیند یا حالت متروکه شدن، خالی شدن یا از سکنه افتادن یک منطقه یا مکان.
- Die Verödung des ländlichen Raums ist ein wachsendes Problem.متروکه شدن مناطق روستایی یک مشکل رو به رشد است.
- Nach der Schließung der Fabrik kam es zur Verödung des Stadtteils.پس از تعطیلی کارخانه، منطقه شهری متروکه شد.
- Die Verödung von Innenstädten wird durch den Online-Handel beschleunigt.متروکه شدن مراکز شهر توسط تجارت آنلاین تسریع میشود.
2
در پزشکی، انسداد یا کاهش جریان خون در یک بافت یا اندام که منجر به مرگ سلولها میشود.
- Die Verödung des Herzmuskels kann durch einen Herzinfarkt verursacht werden.مرگ بافت قلب میتواند توسط حمله قلبی ایجاد شود.
- Der Arzt diagnostizierte eine beginnende Verödung im Bein des Patienten.پزشک شروع به مرگ بافت در پای بیمار را تشخیص داد.
- Die Verödung von Nervengewebe ist oft irreversibel.مرگ بافت عصبی اغلب غیرقابل برگشت است.