die Verbalinjurie
توهین لفظی، فحاشی، ناسزاگویی
Bedeutungen
1
استفاده از کلمات توهینآمیز، رکیک یا تحقیرآمیز در گفتار که باعث آزار یا هتک حرمت فردی میشود.
- Die Verbalinjurie des Angeklagten war besonders beleidigend.توهین لفظی متهم به ویژه توهینآمیز بود.
- Nach dem Streit gab es laute Verbalinjurien zwischen den Nachbarn.پس از دعوا، ناسزاگوییهای بلندی بین همسایگان رد و بدل شد.
- Der Richter verurteilte die Verbalinjurie als strafbare Handlung.قاضی توهین لفظی را به عنوان یک عمل مجرمانه محکوم کرد.