اسم
انجمن، اتحادیه، باند زخمبندی
جملات نمونه برای Verband:
Die ''Verbände'' haben ihre Lobby in Berlin.
انجمنها لابی خود را در برلین دارند.
Da muss dringend ein ''Verband'' angelegt werden.
آنجا باید فوراً یک باند زخمبندی بسته شود.
„Er hatte einen ''Verband'' um den Unterarm.“
«او باندی به دور ساعد دستش داشت.»