der Verbandplatz
مرکز درمانی سرپایی، محل پانسمان
Bedeutungen
1
مکانی که در آن مجروحان یا بیماران سرپایی درمان میشوند و پانسمان انجام میگیرد، مانند مراکز درمانی در مناطق جنگی یا حوادث.
- Der Verbandplatz wurde schnell eingerichtet, um die Verletzten zu versorgen.مرکز درمانی سرپایی به سرعت برای رسیدگی به مجروحان برپا شد.
- Sanitäter brachten die Verwundeten zum nächsten Verbandplatz.بهیاران مجروحان را به نزدیکترین مرکز درمانی سرپایی منتقل کردند.
- Auf dem Festival gab es einen Verbandplatz für kleinere Verletzungen.در جشنواره یک مرکز درمانی سرپایی برای جراحات جزئی وجود داشت.