der Verbandsplatz

Aussprache: /fɛɐˈbantsplat͡s/
Worttrennung: Ver·bands·platz
اسم

مرکز درمانی صحرایی، پست امداد

Bedeutungen

1

مکان موقت و سازمان‌یافته‌ای در نزدیکی خط مقدم جبهه یا محل حادثه برای ارائه کمک‌های اولیه و درمانی به مجروحان.

  • Der Verbandsplatz wurde schnell eingerichtet.مرکز درمانی صحرایی به سرعت برپا شد.
  • Die Sanitäter brachten die Verwundeten zum Verbandsplatz.بهیاران مجروحان را به مرکز درمانی صحرایی آوردند.
  • Im Verbandsplatz wurden die ersten lebensrettenden Maßnahmen durchgeführt.در مرکز درمانی صحرایی، اولین اقدامات نجات‌بخش انجام شد.