die Verbissenheit
سر سختی، لجاجت
Bedeutungen
1
حالت یا رفتار سرسختانه، لجبازانه و تسلیمناپذیر در پیگیری یک هدف یا عقیده، اغلب با حالتی از تمرکز شدید و گاهی اوقات ناخوشایند.
- Seine Verbissenheit, das Rennen zu gewinnen, war offensichtlich.سر سختی او برای بردن مسابقه آشکار بود.
- Trotz aller Rückschläge zeigte sie eine unglaubliche Verbissenheit.او با وجود تمام ناکامیها، سر سختی باورنکردنی از خود نشان داد.
- Die Verbissenheit des Anwalts bei der Verteidigung seines Mandanten war beeindruckend.لجاجت وکیل در دفاع از موکلش تاثیرگذار بود.