die Verbosität
پرگویی، اطناب، کلام طولانی و پر از واژه
Bedeutungen
1
استفاده بیش از حد از کلمات، اغلب به گونهای که معنای اصلی را مبهم یا پیچیده کند؛ پرحرفی.
- Seine Verbosität macht es schwer, seine eigentliche Meinung zu verstehen.پرگویی او فهمیدن نظر واقعیاش را دشوار میکند.
- Die Verbosität des Politikers war typisch für seine Reden.اطناب کلام سیاستمدار برای سخنرانیهایش معمول بود.
- Wir müssen die Verbosität in diesem Bericht reduzieren.ما باید پرحرفی در این گزارش را کاهش دهیم.