die Verbosität

Aussprache: /vɛrboziˈtɛːt/
Worttrennung: Ver·bo·si·tät
اسم

پرگویی، اطناب، کلام طولانی و پر از واژه

Bedeutungen

1

استفاده بیش از حد از کلمات، اغلب به گونه‌ای که معنای اصلی را مبهم یا پیچیده کند؛ پرحرفی.

  • Seine Verbosität macht es schwer, seine eigentliche Meinung zu verstehen.پرگویی او فهمیدن نظر واقعی‌اش را دشوار می‌کند.
  • Die Verbosität des Politikers war typisch für seine Reden.اطناب کلام سیاستمدار برای سخنرانی‌هایش معمول بود.
  • Wir müssen die Verbosität in diesem Bericht reduzieren.ما باید پرحرفی در این گزارش را کاهش دهیم.