der Verbotsantrag

Aussprache: /fɛrˈboːtsˌʔantʁaːk/
Worttrennung: Ver·bots·an·trag
اسم

درخواست ممنوعیت، تقاضای منع

Bedeutungen

1

یک درخواست رسمی یا پیشنهاد برای ممنوع کردن یا منع کردن یک فعالیت، ماده یا مورد خاص.

  • Der Umweltschutzverein stellte einen Verbotsantrag gegen den Bau der Fabrik.انجمن حفاظت از محیط زیست درخواستی برای ممنوعیت ساخت کارخانه ارائه داد.
  • Der Politiker brachte einen Verbotsantrag für bestimmte Chemikalien ein.سیاستمدار درخواستی برای ممنوعیت مواد شیمیایی خاصی را مطرح کرد.
  • Gegen das neue Gesetz wurde ein Verbotsantrag eingereicht.درخواستی برای ممنوعیت علیه قانون جدید ثبت شد.