der Verbotsantrag
درخواست ممنوعیت، تقاضای منع
Bedeutungen
1
یک درخواست رسمی یا پیشنهاد برای ممنوع کردن یا منع کردن یک فعالیت، ماده یا مورد خاص.
- Der Umweltschutzverein stellte einen Verbotsantrag gegen den Bau der Fabrik.انجمن حفاظت از محیط زیست درخواستی برای ممنوعیت ساخت کارخانه ارائه داد.
- Der Politiker brachte einen Verbotsantrag für bestimmte Chemikalien ein.سیاستمدار درخواستی برای ممنوعیت مواد شیمیایی خاصی را مطرح کرد.
- Gegen das neue Gesetz wurde ein Verbotsantrag eingereicht.درخواستی برای ممنوعیت علیه قانون جدید ثبت شد.