die Verbrämung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbrɛːmʊŋ/
Worttrennung: Ver·brä·mung
اسم

تزیین لبه لباس (مخصوصاً با خز)، توجیه یا سرپوش گذاشتن بر روی حقایق ناخوشایند

Bedeutungen

1

تزئین لبه لباس، به‌ویژه با استفاده از خز یا پارچه گران‌بها.

  • Der Mantel hatte eine elegante Verbrämung aus Hermelin.این پالتو تزئین لبه‌ای شیک از سمور داشت.
  • Die Verbrämung des Kragens war sehr aufwendig gearbeitet.تزئین لبه یقه بسیار پرکار بود.
  • Für den Wintermantel wurde eine warme Verbrämung aus Kunstpelz verwendet.برای پالتوی زمستانی از تزئین لبه‌ای گرم از خز مصنوعی استفاده شد.
2

اقدام به توجیه، سرپوش گذاشتن یا کمرنگ کردن حقایق ناخوشایند یا اعمال نادرست.

  • Seine Entschuldigung war nur eine Verbrämung der Wahrheit.عذرخواهی او تنها سرپوشی بر حقیقت بود.
  • Die Politikerin versuchte, die Skandale durch geschickte Rhetorik zu verbrämung.سیاستمدار تلاش کرد تا با سخنوری ماهرانه، رسوایی‌ها را توجیه کند.
  • Diese Verbrämung der Fakten ist nicht länger akzeptabel.این سرپوش گذاشتن بر حقایق دیگر قابل قبول نیست.