die Verbrämung
تزیین لبه لباس (مخصوصاً با خز)، توجیه یا سرپوش گذاشتن بر روی حقایق ناخوشایند
Bedeutungen
1
تزئین لبه لباس، بهویژه با استفاده از خز یا پارچه گرانبها.
- Der Mantel hatte eine elegante Verbrämung aus Hermelin.این پالتو تزئین لبهای شیک از سمور داشت.
- Die Verbrämung des Kragens war sehr aufwendig gearbeitet.تزئین لبه یقه بسیار پرکار بود.
- Für den Wintermantel wurde eine warme Verbrämung aus Kunstpelz verwendet.برای پالتوی زمستانی از تزئین لبهای گرم از خز مصنوعی استفاده شد.
2
اقدام به توجیه، سرپوش گذاشتن یا کمرنگ کردن حقایق ناخوشایند یا اعمال نادرست.
- Seine Entschuldigung war nur eine Verbrämung der Wahrheit.عذرخواهی او تنها سرپوشی بر حقیقت بود.
- Die Politikerin versuchte, die Skandale durch geschickte Rhetorik zu verbrämung.سیاستمدار تلاش کرد تا با سخنوری ماهرانه، رسواییها را توجیه کند.
- Diese Verbrämung der Fakten ist nicht länger akzeptabel.این سرپوش گذاشتن بر حقایق دیگر قابل قبول نیست.