die Verbrüderung
برادری، اخوت، همبستگی، اتحاد
Bedeutungen
1
ایجاد یا تقویت روابط دوستانه، صمیمی و برادرانه بین افراد یا گروهها؛ حس همبستگی و اتحاد.
- Die Verbrüderung zwischen den beiden Mannschaften war beeindruckend.برادری بین دو تیم چشمگیر بود.
- Das Fest förderte die Verbrüderung der Nachbarn.این جشن، اخوت همسایگان را ترویج کرد.
- Wir streben eine Verbrüderung aller Völker an.ما خواهان اتحاد همه ملتها هستیم.