der Verbrecherkönig

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbʁɛçɐˌkøːnɪç/
Worttrennung: Ver·bre·cher·kö·nig
اسم

پادشاه تبهکاران، سلطان جنایتکاران

Bedeutungen

1

فردی که در دنیای زیرزمینی جنایتکاران نفوذ و قدرت زیادی دارد و به عنوان رهبر یا قدرتمندترین فرد شناخته می‌شود.

  • Der Film handelt von einem Polizisten, der den Verbrecherkönig jagt.این فیلم درباره پلیسی است که به دنبال سلطان جنایتکاران می‌رود.
  • Man munkelte, dass er der wahre Verbrecherkönig der Stadt sei.شایعه شده بود که او سلطان واقعی جنایتکاران شهر است.
  • Die Polizei versuchte seit Jahren, den Verbrecherkönig zu fassen.پلیس سال‌ها بود که تلاش می‌کرد سلطان جنایتکاران را دستگیر کند.