das Verbrennungsopfer

Aussprache: /fɛɐ̯ˈbrɛnʊŋsˌʔɔpfɐ/
Worttrennung: Ver·bren·nungs·op·fer
اسم

قربانی سوختگی

Bedeutungen

1

شخص یا حیوانی که در اثر سوختگی شدید جان خود را از دست داده یا دچار جراحات جدی شده است؛ همچنین می‌تواند به قربانی در مراسم مذهبی اشاره داشته باشد که سوزانده می‌شود.

  • Die Feuerwehrleute kämpften gegen die Flammen, um weitere Verbrennungsopfer zu verhindern.آتش‌نشانان با شعله‌ها مبارزه کردند تا از قربانیان سوختگی بیشتر جلوگیری کنند.
  • Das Gebäude war ein Opfer der Flammen geworden, mit vielen Verletzten und einigen Verbrennungsopfern.ساختمان قربانی شعله‌ها شده بود، با مجروحان زیاد و چند قربانی سوختگی.
  • In alten Kulturen gab es Rituale mit Verbrennungsopfern.در فرهنگ‌های باستانی، مراسمی با قربانی‌های سوزانده شده وجود داشت.