die Verdünnung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈdʏnʊŋ/
Worttrennung: Ver·dün·nung
اسم

رقیق‌سازی، رقیق‌کننده، کاهش غلظت

Bedeutungen

1

فرآیند کاهش غلظت یک ماده با افزودن حلال (مانند آب یا الکل) یا ماده‌ای دیگر.

  • Die Verdünnung der Säure muss vorsichtig erfolgen.رقیق‌سازی اسید باید با احتیاط انجام شود.
  • Für den Test war eine genaue Verdünnung der Probe notwendig.برای آزمایش، رقیق‌سازی دقیق نمونه ضروری بود.
  • Die Verdünnung von Farben ermöglicht feinere Abstufungen.رقیق‌سازی رنگ‌ها امکان ایجاد طیف‌های ظریف‌تر را فراهم می‌کند.