der Verdachtsfall
مورد مشکوک
Bedeutungen
1
شخصی که علائم یا شرایطی دارد که باعث میشود گمان رود به یک بیماری خاص مبتلا است، اما هنوز تشخیص قطعی داده نشده است.
- Der Arzt behandelte ihn zunächst als Verdachtsfall und ordnete weitere Tests an.پزشک ابتدا او را به عنوان یک مورد مشکوک درمان کرد و آزمایشهای بیشتری را تجویز نمود.
- Aufgrund der Symptome wurde sie als Verdachtsfall eingestuft.به دلیل علائم، او به عنوان یک مورد مشکوک طبقهبندی شد.
- Jeder Verdachtsfall muss sorgfältig untersucht werden.هر مورد مشکوکی باید به دقت بررسی شود.