der Verdachtsfall

Aussprache: /fɛɐ̯ˈdaxtsˌfal/
Worttrennung: Ver·dachts·fall
اسم

مورد مشکوک

Bedeutungen

1

شخصی که علائم یا شرایطی دارد که باعث می‌شود گمان رود به یک بیماری خاص مبتلا است، اما هنوز تشخیص قطعی داده نشده است.

  • Der Arzt behandelte ihn zunächst als Verdachtsfall und ordnete weitere Tests an.پزشک ابتدا او را به عنوان یک مورد مشکوک درمان کرد و آزمایش‌های بیشتری را تجویز نمود.
  • Aufgrund der Symptome wurde sie als Verdachtsfall eingestuft.به دلیل علائم، او به عنوان یک مورد مشکوک طبقه‌بندی شد.
  • Jeder Verdachtsfall muss sorgfältig untersucht werden.هر مورد مشکوکی باید به دقت بررسی شود.