اسم
تباهی، نابودی، فساد (مواد غذایی)
جملات نمونه برای Verderben:
Dem ''Verderben'' von Lebensmitteln kann vielfach durch Kühlung entgegengewirkt werden.
از تباهی مواد غذایی میتوان در بسیاری موارد با سردسازی جلوگیری کرد.
Die Pest brachte ''Verderben'' und Tod über das Land.
طاعون تباهی و مرگ را برای کشور به ارمغان آورد.
War es ein blind machender Spieltrieb, der die Banken ins ''Verderben'' getrieben hat?
آیا یک غریزه بازی کورکننده بود که بانکها را به سوی تباهی کشاند؟