die Verehrerin
زن ستایشگر، دختر علاقهمند یا خواستگار زن
Beispiele
- Er hat eine heimliche ''Verehrerin.او یک خواستگار (طرفدار) مخفی دارد.
- Michalis' Erzählung ist in der Gegenwart angelangt, er drückt seine Kippe im leeren Wasserglas aus und bricht auf in Richtung Bar, wo sich zwei ''Verehrerinnen'' um ihn balgen.داستان میکالیس به زمان حال رسیده است، او ته سیگار خود را در لیوان آب خالی خاموش میکند و به سمت بار راه میافتد، جایی که دو دختر ستایشگر سر او با هم دعوا میکنند.