die Vereinspräsidentin

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʔaɪ̯nsˌpʁeːziˌdɛntɪn/
Worttrennung: Ver·ein·s·prä·si·den·tin
اسم

رئیس انجمن (مونث)

Bedeutungen

1

زنانی که ریاست یک باشگاه یا انجمن را بر عهده دارند.

  • Die Vereinspräsidentin begrüßte die Gäste.رئیس باشگاه (خانم) از مهمانان استقبال کرد.
  • Sie ist die erste Frau in diesem Amt als Vereinspräsidentin.او اولین زنی است که در این سمت به عنوان رئیس باشگاه (خانم) فعالیت می‌کند.
  • Die Vereinspräsidentin hat viele neue Ideen eingebracht.رئیس باشگاه (خانم) ایده‌های جدید زیادی را مطرح کرده است.