die Verfügung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈfyːɡʊŋ/
Worttrennung: Ver·fü·gung
اسم

دستور، حکم، وصیت‌نامه، اختیار

Bedeutungen

1

یک دستور رسمی یا حکم صادر شده توسط یک مقام یا سازمان.

  • Die Verfügung der Behörde muss befolgt werden.دستور مقامات باید رعایت شود.
  • Gegen diese Verfügung kann Widerspruch eingelegt werden.می‌توان علیه این حکم اعتراض کرد.
  • Die Verfügung trat sofort in Kraft.این دستور بلافاصله لازم الاجرا شد.
2

وصیت‌نامه یا سندی که در آن فرد نحوه تقسیم اموال خود پس از مرگ را مشخص می‌کند.

  • Er hat seine letzte Verfügung beim Notar hinterlegt.او آخرین وصیت‌نامه خود را نزد دفتر اسناد رسمی ثبت کرده است.
  • Die Erben müssen sich an die Verfügung halten.ورثه باید به وصیت‌نامه عمل کنند.
  • Die Verfügung regelte die Verteilung des Erbes.وصیت‌نامه نحوه تقسیم ارث را مشخص می‌کرد.
3

اختیار یا توانایی انجام کاری؛ در دسترس بودن.

  • Das Geld steht zur freien Verfügung.پول در دسترس آزاد است.
  • Er hat über sein Vermögen freie Verfügung.او اختیار کامل بر اموال خود دارد.
  • Die Mittel stehen uns zur Verfügung.منابع در اختیار ما هستند.