اسم
تعقیبکننده، دنبالکننده، رقیب (در ورزش)
جملات نمونه برای Verfolger:
Er konnte seine ''Verfolger'' nicht sehen, aber ihre Schritte im Gebüsch hören.
او نمیتوانست تعقیبکنندگانش را ببیند، اما صدای قدمهایشان را در بوتهها میشنید.
„Aber so rasch entging er dem ''Verfolger'' nicht.“
اما او به این سرعت از دست تعقیبکننده فرار نکرد.