die Vergangenheitsbewältigung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡaŋənhaɪ̯tsbəˌvɛltɪɡʊŋ/
Worttrennung: Ver·gan·gen·heits·be·wäl·ti·gung
اسم

کنار آمدن با گذشته، مواجهه با گذشته (به ویژه گذشته دشوار یک ملت)

Bedeutungen

1

فرایند درک، پذیرش و کنار آمدن با رویدادهای تاریخی دشوار یا آسیب‌زای گذشته، به ویژه در سطح ملی یا اجتماعی.

  • Die Vergangenheitsbewältigung ist ein wichtiger Prozess für die deutsche Gesellschaft.کنار آمدن با گذشته، فرایندی مهم برای جامعه آلمان است.
  • Die Aufarbeitung der Kriegsverbrechen ist Teil der Vergangenheitsbewältigung.بررسی جنایات جنگی بخشی از مواجهه با گذشته است.
  • Eine ehrliche Vergangenheitsbewältigung kann zu einer besseren Zukunft führen.یک مواجهه صادقانه با گذشته می‌تواند به آینده‌ای بهتر منجر شود.