der Vergleichsmaßstab

Aussprache: /fɛɐ̯ˈɡlaɪ̯çsˌmaːsʃtaːp/
Worttrennung: Ver·gleichs·maß·stab
اسم

معیار مقایسه / مقیاس مقایسه

Bedeutungen

1

چیزی که برای سنجش یا ارزیابی شباهت‌ها و تفاوت‌های بین دو یا چند چیز دیگر استفاده می‌شود.

  • Die Leistung des neuen Mitarbeiters dient als Vergleichsmaßstab für zukünftige Einstellungen.عملکرد کارمند جدید به عنوان معیاری برای مقایسه استخدام‌های آینده عمل می‌کند.
  • Dieser Preis ist ein wichtiger Vergleichsmaßstab für die Qualität von Weinen.این جایزه یک معیار مقایسه مهم برای کیفیت شراب‌ها است.
  • Wir brauchen einen klaren Vergleichsmaßstab, um die verschiedenen Angebote bewerten zu können.ما به یک معیار مقایسه روشن نیاز داریم تا بتوانیم پیشنهادات مختلف را ارزیابی کنیم.