die Vergnügungsreise
سفر تفریحی، سفر خوشگذرانی
Bedeutungen
1
سفری که هدف اصلی آن تفریح، استراحت و لذت بردن است و نه کار یا وظیفه.
- Nach der stressigen Arbeitsphase planten wir eine lange Vergnügungsreise.پس از دوره کاری پر استرس، ما یک سفر تفریحی طولانی را برنامهریزی کردیم.
- Die Vergnügungsreise führte uns an die sonnigen Küsten des Mittelmeers.سفر تفریحی ما را به سواحل آفتابی مدیترانه برد.
- Sie sparte jahrelang für diese besondere Vergnügungsreise.او سالها برای این سفر تفریحی خاص پسانداز کرد.