die Vergrößerung
بزرگنمایی، توسعه، بزرگ کردن
Bedeutungen
1
فرآیند یا نتیجه بزرگتر شدن چیزی، چه از نظر اندازه فیزیکی و چه از نظر اهمیت.
- Die Vergrößerung des Bildes zeigte feine Details.بزرگنمایی تصویر، جزئیات ظریفی را نشان داد.
- Wir planen eine Vergrößerung unseres Hauses im nächsten Jahr.ما در نظر داریم سال آینده خانهمان را بزرگتر کنیم.
- Die Vergrößerung des Unternehmens war das Ergebnis harter Arbeit.توسعه شرکت نتیجه کار سخت بود.