die Verheißung
نوید، وعده، بشارت
Bedeutungen
1
یک قول یا وعده مهم و اغلب مثبت که در آینده تحقق خواهد یافت؛ بشارت یا نوید آیندهای بهتر.
- Die Verheißung eines besseren Lebens motivierte ihn, hart zu arbeiten.وعده زندگی بهتر او را برای کار سخت تشویق کرد.
- Die Geburt eines Kindes ist oft eine große Verheißung für die Eltern.تولد یک کودک اغلب نوید بزرگی برای والدین است.
- In der Geschichte wird die Verheißung des gelobten Landes erzählt.در این داستان، بشارت سرزمین موعود روایت میشود.
2
در معنای مذهبی، به ویژه در مسیحیت و یهودیت، به وعدههای الهی به قوم یا فرد اشاره دارد.
- Die Gläubigen warten auf die Erfüllung der göttlichen Verheißung.مؤمنان در انتظار تحقق وعده الهی هستند.
- Das Alte Testament ist voller Verheißungen Gottes an sein Volk.عهد عتیق پر از وعدههای خداوند به قومش است.
- Die Verheißung des Messias ist ein zentraler Glaubensinhalt.وعده مسیح یکی از باورهای اصلی است.