die Verhunzung
خرابکاری، ناقصسازی، بدشکل کردن (چیزی)
Beispiele
- Gegen diese ''Verhunzung'' des Stücks gab es heftigen Protest durch das Publikum.اعتراض شدیدی از سوی مخاطبان علیه این «خرابکاری» در نمایش وجود داشت.
خرابکاری، ناقصسازی، بدشکل کردن (چیزی)