die Verkühlung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkyːlʊŋ/
Worttrennung: Ver·küh·lung
اسم

سرماخوردگی

Bedeutungen

1

یک بیماری عفونی رایج دستگاه تنفسی فوقانی که معمولاً با علائمی مانند آبریزش بینی، گلودرد و سرفه همراه است.

  • Ich habe mir eine leichte Verkühlung eingefangen.من کمی سرما خورده‌ام.
  • Bei Verkühlung sollte man viel trinken.هنگام سرماخوردگی باید مایعات زیادی نوشید.
  • Die Verkühlung dauert normalerweise ein paar Tage.سرماخوردگی معمولاً چند روز طول می‌کشد.