die Verkehrsbehinderung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkeːɐ̯sˌbəhɪndəʁʊŋ/
Worttrennung: Ver·kehrs·be·hin·de·rung
اسم

مانع ترافیکی، اختلال در ترافیک

Bedeutungen

1

هرگونه عاملی که باعث کندی، توقف یا اختلال در جریان عادی ترافیک شود، مانند تصادف، کار ساختمانی یا موانع فیزیکی.

  • Wegen einer Baustelle kam es zu einer erheblichen Verkehrsbehinderung.به دلیل عملیات ساختمانی، اختلال قابل توجهی در ترافیک رخ داد.
  • Die Polizei versucht, die Verkehrsbehinderung nach dem Unfall schnell zu beseitigen.پلیس تلاش می‌کند تا مانع ترافیکی پس از تصادف را به سرعت برطرف کند.
  • Eine plötzliche Verkehrsbehinderung kann zu langen Staus führen.یک مانع ترافیکی ناگهانی می‌تواند منجر به ترافیک سنگین طولانی شود.