das Verkehrshindernis
مانع ترافیکی، مزاحم عبور و مرور
Bedeutungen
1
چیزی که مانع جریان عادی ترافیک میشود یا آن را کند میکند.
- Ein liegengebliebenes Auto war ein großes Verkehrshindernis.ماشین خراب شده یک مانع بزرگ ترافیکی بود.
- Die Baustelle stellte ein temporäres Verkehrshindernis dar.محل ساخت و ساز یک مانع ترافیکی موقت ایجاد کرده بود.
- Schnee und Eis können zu erheblichen Verkehrshindernissen führen.برف و یخ میتوانند منجر به موانع ترافیکی قابل توجهی شوند.