der Verkehrspolizist
پلیس راهنمایی و رانندگی
Bedeutungen
1
افسر پلیس که وظیفه کنترل و تنظیم ترافیک، اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی و تأمین امنیت در جادهها را بر عهده دارد.
- Der Verkehrspolizist regelte den Verkehr an der Kreuzung.پلیس راهنمایی و رانندگی ترافیک را در تقاطع تنظیم میکرد.
- Ein freundlicher Verkehrspolizist half uns, den Weg zu finden.یک پلیس راهنمایی و رانندگی خوشبرخورد به ما در پیدا کردن مسیر کمک کرد.
- Der Verkehrspolizist gab Handzeichen, um die Autos zu leiten.پلیس راهنمایی و رانندگی با حرکات دست به خودروها علامت میداد تا هدایت شوند.