die Verkehrspolizistin
پلیس راهنمایی و رانندگی (زن)
Bedeutungen
1
زنی که وظیفه او نظارت بر ترافیک، اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی و تأمین امنیت در جادهها است.
- Die Verkehrspolizistin regelte den Verkehr an der Kreuzung.پلیس راهنمایی و رانندگی زن، ترافیک را در تقاطع تنظیم میکرد.
- Sie ist seit fünf Jahren als Verkehrspolizistin tätig.او پنج سال است که به عنوان پلیس راهنمایی و رانندگی زن فعالیت میکند.
- Eine freundliche Verkehrspolizistin gab uns Anweisungen zur Umleitung.یک پلیس راهنمایی و رانندگی زن خوشبرخورد به ما در مورد مسیر انحرافی راهنمایی کرد.