die Verkettung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkɛtʊŋ/
Worttrennung: Ver·ket·tung
اسم

زنجیره، پیوند، توالی

Bedeutungen

1

اتصال یا پیوند دادن چندین چیز به یکدیگر به صورت زنجیره‌ای یا متوالی، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت منطقی.

  • Die Verkettung von Ereignissen führte zu einer unerwarteten Wendung.توالی رویدادها منجر به یک چرخش غیرمنتظره شد.
  • Die Verkettung von Gliedmaßen in der Animation war sehr realistisch.پیوند اندام‌ها در انیمیشن بسیار واقعی بود.
  • Eine Verkettung von Fehlern im System verursachte den Absturz.زنجیره‌ای از خطاها در سیستم باعث سقوط آن شد.
2

در زبان‌شناسی، به توالی یا زنجیره‌ای از صداها، هجاها یا واژه‌ها در گفتار اشاره دارد.

  • Die Verkettung von Wörtern macht das Verstehen manchmal schwierig.توالی کلمات گاهی درک مطلب را دشوار می‌کند.
  • Die Phonetik untersucht die Verkettung von Lauten in der gesprochenen Sprache.آواشناسی، توالی اصوات را در زبان گفتاری بررسی می‌کند.
  • Die schnelle Verkettung von Silben ist typisch für diese Sprache.توالی سریع هجاها مشخصه این زبان است.