die Verkleinerung
کوچکسازی، کوچک کردن، مقیاس کوچک
Bedeutungen
1
فرآیند یا نتیجه کوچکتر شدن چیزی، چه از نظر اندازه فیزیکی و چه از نظر مقیاس.
- Die Verkleinerung des Fotos war notwendig, um es in den Rahmen zu bekommen.کوچک کردن عکس برای جا دادن آن در قاب لازم بود.
- Die Verkleinerung der Produktionskosten ist ein wichtiges Ziel.کاهش هزینههای تولید یک هدف مهم است.
- Das Modell ist eine Verkleinerung des Originals im Maßstab 1:10.این مدل، مقیاس کوچکتری از اصل آن با نسبت ۱:۱۰ است.