die Verkrampfung
گرفتگی، انقباض، اسپاسم، تنش
Bedeutungen
1
انقباض غیرارادی و دردناک عضلات یا گروهی از عضلات.
- Nach dem Sport hatte er eine starke Verkrampfung im Bein.بعد از ورزش، او گرفتگی شدیدی در پایش داشت.
- Stress kann zu Muskelverspannungen und Verkrampfungen führen.استرس میتواند منجر به کوفتگی عضلانی و گرفتگی شود.
- Die Verkrampfung löste sich nach einigen Minuten.گرفتگی پس از چند دقیقه برطرف شد.
2
حالت تنش، اضطراب یا عدم انعطافپذیری روانی یا احساسی.
- Seine Rede war von einer gewissen Verkrampfung geprägt.سخنرانی او تحت تأثیر نوعی تنش بود.
- Die Verkrampfung in seiner Stimme war deutlich hörbar.تنش در صدای او به وضوح شنیده میشد.
- Sie versuchte, die Verkrampfung zu überwinden und entspannter zu wirken.او سعی کرد بر تنش غلبه کند و آرامتر به نظر برسد.