das Verlöbnis
نامزدی، پیمان ازدواج
Bedeutungen
1
توافق رسمی بین دو نفر برای ازدواج در آینده؛ دوران نامزدی.
- Nach dem Verlöbnis planten sie die Hochzeitsfeier.پس از نامزدی، آنها مراسم عروسی را برنامهریزی کردند.
- Ihr Verlöbnis dauerte nur sechs Monate.دوران نامزدی آنها فقط شش ماه طول کشید.
- Das Verlöbnis wurde wegen unüberbrückbarer Differenzen gelöst.نامزدی به دلیل اختلافات آشتیناپذیر فسخ شد.