das Verlöbnis

Aussprache: /fɛɐ̯ˈløːpnɪs/
Worttrennung: Ver·löb·nis
اسم

نامزدی، پیمان ازدواج

Bedeutungen

1

توافق رسمی بین دو نفر برای ازدواج در آینده؛ دوران نامزدی.

  • Nach dem Verlöbnis planten sie die Hochzeitsfeier.پس از نامزدی، آنها مراسم عروسی را برنامه‌ریزی کردند.
  • Ihr Verlöbnis dauerte nur sechs Monate.دوران نامزدی آنها فقط شش ماه طول کشید.
  • Das Verlöbnis wurde wegen unüberbrückbarer Differenzen gelöst.نامزدی به دلیل اختلافات آشتی‌ناپذیر فسخ شد.