die Verlegenheitslösung
راه حل موقت، راه حل اضطراری
Bedeutungen
1
راه حلی که به سرعت و بدون برنامهریزی دقیق برای رفع یک مشکل فوری یا موقعیت ناخوشایند ارائه میشود، اغلب موقتی و ناکارآمد.
- Die schnelle Reparatur war nur eine Verlegenheitslösung, das Problem wird bald wieder auftreten.تعمیر سریع فقط یک راه حل موقت بود، مشکل به زودی دوباره ظاهر خواهد شد.
- Er bot eine Verlegenheitslösung an, um die peinliche Stille zu überbrücken.او برای پر کردن سکوت ناخوشایند، یک راه حل اضطراری ارائه داد.
- Diese Verlegenheitslösung löst das eigentliche Problem nicht, sie verschiebt es nur.این راه حل موقت مشکل اصلی را حل نمیکند، فقط آن را به تعویق میاندازد.