die Verlobungsreise

Aussprache: /fɛɐ̯ˈloːbʊŋsˌʁaɪ̯zə/
Worttrennung: Ver·lo·bungs·rei·se
اسم

سفر نامزدی

Bedeutungen

1

سفری که زوج‌ها پس از نامزد شدن و قبل از ازدواج برای گذراندن وقت با هم و جشن گرفتن این مرحله انجام می‌دهند.

  • Sie planten eine romantische Verlobungsreise nach Italien.آنها یک سفر نامزدی رمانتیک به ایتالیا را برنامه‌ریزی کردند.
  • Die Verlobungsreise war ein besonderes Geschenk von ihren Eltern.سفر نامزدی یک هدیه ویژه از طرف والدینشان بود.
  • Nach der Verlobung freuten sie sich auf ihre gemeinsame Verlobungsreise.پس از نامزدی، آنها مشتاقانه منتظر سفر نامزدی مشترک خود بودند.