die Verlobungsreise
سفر نامزدی
Bedeutungen
1
سفری که زوجها پس از نامزد شدن و قبل از ازدواج برای گذراندن وقت با هم و جشن گرفتن این مرحله انجام میدهند.
- Sie planten eine romantische Verlobungsreise nach Italien.آنها یک سفر نامزدی رمانتیک به ایتالیا را برنامهریزی کردند.
- Die Verlobungsreise war ein besonderes Geschenk von ihren Eltern.سفر نامزدی یک هدیه ویژه از طرف والدینشان بود.
- Nach der Verlobung freuten sie sich auf ihre gemeinsame Verlobungsreise.پس از نامزدی، آنها مشتاقانه منتظر سفر نامزدی مشترک خود بودند.