die Vernünftelei

Aussprache: /fɛɐ̯nʏnftəˈlaɪ̯/
Worttrennung: Ver·nünf·te·lei
اسم

لاف زدن عقلانی / استدلال‌های بی‌مورد

Bedeutungen

1

استفاده بیش از حد، غیرضروری یا سطحی از استدلال‌های منطقی یا عقلانی، اغلب برای توجیه اعمال نادرست، فرار از مسئولیت یا به نمایش گذاشتن هوش به شکلی غیرصادقانه؛ لاف زدن عقلانی.

  • Seine ständige Vernünftelei nervt mich, er sollte einfach ehrlich sein.استدلال‌های عقلانی مداوم او مرا عصبی می‌کند، او باید صادق باشد.
  • Hör auf mit deiner Vernünftelei und sag einfach, was du wirklich denkst!از لاف زدن عقلانی خود دست بردار و فقط بگو واقعاً چه فکری می‌کنی!
  • Die Politikerin versuchte, die Kritik durch reine Vernünftelei abzutun.آن سیاستمدار سعی کرد با استدلال‌های بی‌مورد، انتقادات را رد کند.