die Vernunftheirat

Aussprache: /fɛrˈnʊnftˌhaɪ̯raːt/
Worttrennung: Ver·nunft·hei·rat
اسم

ازدواج مصلحتی، ازدواج عقلانی

Bedeutungen

1

ازدواجی که بر اساس ملاحظات عملی، اقتصادی، اجتماعی یا خانوادگی صورت می‌گیرد و نه بر اساس عشق یا احساسات رمانتیک.

  • Ihre Eltern arrangierten eine Vernunftheirat, um die Familienunternehmen zu sichern.والدین آنها برای تضمین شرکت‌های خانوادگی، یک ازدواج مصلحتی ترتیب دادند.
  • In früheren Zeiten waren Vernunftehen häufiger als Liebesheiraten.در گذشته، ازدواج‌های مصلحتی رایج‌تر از ازدواج‌های عاشقانه بودند.
  • Obwohl es eine Vernunftheirat war, entwickelten sie mit der Zeit Respekt füreinander.اگرچه این یک ازدواج مصلحتی بود، اما آنها به مرور زمان به یکدیگر احترام گذاشتند.