die Verordnung
آئیننامه، مصوبه، نسخه پزشکی
Bedeutungen
1
یک قانون یا مقررات رسمی که توسط یک دولت یا سازمان صادر شده است.
- Die neue Verordnung regelt den Umgang mit gefährlichen Abfällen.آئیننامه جدید نحوه برخورد با زبالههای خطرناک را تنظیم میکند.
- Eine Verordnung kann von der Regierung erlassen werden, um bestimmte Ziele zu erreichen.یک مصوبه میتواند توسط دولت برای دستیابی به اهداف خاصی صادر شود.
- Die Verordnung trat am ersten Tag des nächsten Monats in Kraft.این مقررات از اولین روز ماه آینده لازمالاجرا شد.
2
دستور پزشک برای تجویز دارو یا درمان.
- Der Arzt stellte eine Verordnung für das Medikament aus.پزشک نسخهای برای دارو تجویز کرد.
- Mit dieser Verordnung können Sie das Medikament in der Apotheke abholen.با این نسخه میتوانید دارو را از داروخانه دریافت کنید.
- Die Verordnung des Arztes muss innerhalb von drei Tagen eingelöst werden.نسخه پزشک باید ظرف سه روز تحویل گرفته شود.