die Verpflanzung
پیوند (عضو یا بافت)، کاشت
Beispiele
- Nur Dr. Terry Lux, hatte ihm der Mann erzählt, nehme ''Verpflanzungen'' vom Arm vor; die Haut dort sei die beste, so gut, dass sich das Abtragen lohne.تنها دکتر تری لوکس بود که مرد به او گفته بود، پیوند عضو از بازو انجام میدهد؛ پوست آنجا بهترین بود، آنقدر خوب که جدا کردنش ارزش داشت.