اسم
شکست، ناکامی، از کار افتادگی
جملات نمونه برای Versagen:
„Das europäische Volk, so davon die Rede sein kann, hätte nur die Möglichkeit, auf offenkundiges ''Versagen'' mit Machtentzug zu reagieren und eine Gegenelite in Amt und Würde zu wählen.“
«مردم اروپا، اگر بتوان از آن سخن گفت، تنها این امکان را داشتند که به شکست آشکار با سلب قدرت واکنش نشان دهند و یک نخبه جایگزین را به قدرت برسانند.»