اسم
بازنده، آدم بیعرضه، شکستخورده
جملات نمونه برای Versager:
Schon wieder nichts verkauft! Du bist echt ein ''Versager!''
باز هم هیچچیزی نفروختی! تو واقعاً یک بازندهای!
„Doch nicht nur Gabi, auch Mutter hat in mir den typischen ''Versager'' gesehen.“
«نه تنها گابی، بلکه مادر نیز در من «بازنده» همیشگی را دیده بود.»