die Verschlagenheit
حیلهگری، مکر، زیرکی (منفی)
Bedeutungen
1
استفاده از هوش و ذکاوت به شیوهای فریبکارانه، مکارانه و اغلب برای رسیدن به منافع شخصی یا آسیب رساندن به دیگران.
- Mit seiner Verschlagenheit gelang es ihm, alle zu täuschen.او با مکر خود موفق شد همه را فریب دهد.
- Ihre Verschlagenheit war in ihren Augen zu erkennen.حیلهگری او در چشمانش قابل تشخیص بود.
- Er nutzte seine Verschlagenheit, um den Vertrag zu seinen Gunsten zu ändern.او از زیرکی خود برای تغییر قرارداد به نفع خود استفاده کرد.