die Versorgungsehe
ازدواج مصلحتی (برای تامین معاش)، ازدواج قراردادی
Beispiele
- Für sie war es eine ''Versorgungsehe'', wie ihre Freundin Karoline es völlig richtig bezeichnet hatte.برای او، این یک ازدواج مصلحتی بود، همانطور که دوستش کارولین کاملاً درست آن را توصیف کرده بود.