der Versorgungsmangel

Aussprache: /fɛɐ̯ˈzɔrɡʊŋsˌmaŋl̩/
Worttrennung: Ver·sor·gungs·man·gel
اسم

کمبود عرضه، کمبود تدارکات

Bedeutungen

1

وضعیت یا شرایطی که در آن مقدار کالاهای اساسی، مواد غذایی، دارو یا سایر ملزومات کافی برای تأمین نیازها وجود ندارد.

  • Der Krieg führte zu einem gravierenden Versorgungsmangel in der Stadt.جنگ منجر به کمبود شدید تدارکات در شهر شد.
  • Wegen des Streiks gab es einen Versorgungsmangel an Lebensmitteln.به دلیل اعتصاب، کمبود عرضه مواد غذایی وجود داشت.
  • Die Regierung versucht, den Versorgungsmangel durch Importe zu beheben.دولت تلاش می‌کند تا کمبود تدارکات را از طریق واردات جبران کند.