die Versponnenheit
خیالپردازی، عجیب و غریب بودن
Bedeutungen
1
حالتی از خیالپردازی، رؤیاپردازی یا تفکر عمیق که فرد را از واقعیت دور میکند؛ همچنین میتواند به معنای عجیب و غریب یا غیرعادی بودن چیزی باشد.
- In seiner Versponnenheit vergaß er die Zeit und seine Verpflichtungen.او در خیالپردازی خود، زمان و تعهداتش را فراموش کرد.
- Die Künstlerin ist bekannt für ihre Versponnenheit und ihre traumhaften Werke.این هنرمند به خاطر خیالپردازی و آثار رؤیاییاش مشهور است.
- Manchmal wirkt seine Art zu reden etwas seltsam, eine gewisse Versponnenheit ist nicht zu leugnen.گاهی اوقات نحوه صحبت کردن او کمی عجیب به نظر میرسد، نمیتوان عجیب و غریب بودن او را انکار کرد.